صفتAdjektiv
zerlumpt
[tsɛɐ̯ˈlʊmpt]
| zerlumpt | zerlumpter | am zerlumptesten |
معانی
1. ژندهپوش، با لباسِ پاره پاره (اشاره به شخص)بیشتر▾
• Der Mann sah zerlumpt aus.مرد ژندهپوش به نظر میرسید.
• Ein zerlumpter Bettler saß am Straßenrand.یک گدای ژندهپوش کنارِ خیابان نشسته بود.
• In den Straßen der Stadt begegnete man während der Krisenjahre zahlreichen zerlumpten Gestalten, die um ein Stück Brot bettelten.در خیابانهای شهر در سالهای بحران، آدم با شخصیتهای ژندهپوشِ زیادی روبهرو میشد که برای یک تکه نان گدایی میکردند.
2. پاره پاره، مندرس (اشاره به خودِ لباس)بیشتر▾
• Seine Jacke ist zerlumpt.ژاکتش پاره پاره است.
• Die Kinder trugen zerlumpte Kleider, die kaum noch vor der Kälte schützten.بچهها لباسهای پاره پارهای پوشیده بودند که بهسختی در برابرِ سرما محافظت میکردند.
• Die zerlumpten Uniformen der Soldaten zeugten von den entbehrungsreichen Monaten an der Front.یونیفرمهای پاره پارهٔ سربازان گواهیِ ماههای پُر از محرومیت در جبهه بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
