صفتAdjektiv
zügig
[ˈtsyːɡɪç]
| zügig | zügiger | am zügigsten |
معانی
1. سریع و روان، بدونِ وقفه، تندوتیزبیشتر▾
• Sie arbeitet sehr zügig.او خیلی سریع کار میکند.
• Der Verkehr floss heute zügig, ohne die üblichen Staus.امروز ترافیک بدونِ گیرهای معمول، روان جریان داشت.
• Dank der neuen Verwaltungssoftware konnten die Anträge deutlich zügiger bearbeitet werden als zuvor.بهلطفِ نرمافزارِ جدیدِ اداری، درخواستها میتوانستند بهطورِ چشمگیری سریعتر از قبل رسیدگی شوند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
