abtragen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgetragen | trug ab | trage ab | ich |
| hast abgetragen | trugst ab | trägst ab | du |
| hat abgetragen | trug ab | trägt ab | er/sie/es |
| haben abgetragen | trugen ab | tragen ab | wir |
| habt abgetragen | trugt ab | tragt ab | ihr |
| haben abgetragen | trugen ab | tragen ab | sie/Sie |
معانی
1. زمین یا برجستگیای را با فرسایش هموار کردنabtragen+akk.بیشتر▾
2. ساختمان یا بنایی را خراب و ویران کردنabtragen+akk.بیشتر▾
3. (پزشکی) بافتِ زائد یا غدهای را با عمل جراحی برداشتنabtragen+akk.بیشتر▾
4. (سبکِ رسمی) ظرفها یا غذا را از روی میز جمع کردنabtragen+akk.بیشتر▾
5. (محاورهایِ منطقهای) چیزی را به پایین حمل کردنabtragen+akk.بیشتر▾
6. (سبکِ رسمی) بدهی یا تعهدی را کمکم پرداختن و تسویه کردنabtragen+akk.بیشتر▾
7. (ریاضی) طولِ دقیقِ خط را با پرگار یا خطکش روی خطی دیگر منتقل کردنabtragen+akk.بیشتر▾
8. لباس را با پوشیدنِ زیاد فرسوده و کهنه کردنabtragen+akk.بیشتر▾
9. (کشاورزی، دربارهی درختِ میوه) پس از دورهی باردهیِ فراوان، از میوهدادن بازایستادنabtragenintransitivبیشتر▾
10. (اصطلاحِ شکاربانی) پرندهی شکاری را تربیت و رام کردنabtragen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
