Ausgang
معانی
1. خروجی؛ دری یا دهانهای برای ترک زمین، ساختمان یا اتاقبیشتر▾
2. جایی که قلمرو پایان مییابد و راهی به بیرون میرودبیشتر▾
3. (مجازی) پایان یک روند یا رخداد؛ نتیجهبیشتر▾
4. (مجازی) پایان یا شروع پایان یک دورهی زمانی (فقط مفرد)بیشتر▾
5. (مجازی) محل خروج مواد از یک عضو یا گذر به عضو دیگربیشتر▾
6. خروج؛ کالا، پرداخت یا نامهای که از جایی فرستاده میشودبیشتر▾
7. مدت مجاز برای بیرون رفتن از جایی بسته (مانند خوابگاه، بیمارستان یا زندان)بیشتر▾
8. (etw. nimmt seinen Ausgang) سرچشمه گرفتن؛ از جایی یا کسی آغاز شدنبیشتر▾
9. (الکترونیک) درگاهی برای ارسال سیگنال تصویر یا صدا؛ خروجی (هممعنی Output)بیشتر▾
10. (سوئیس) بیرون رفتن برای تفریح؛ معادل ausgehenبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




