در حال بارگذاری...

اسمNomen

Eingang

der/[ˈaɪ̯ngaŋ]
جمع: Eingänge
ملکی: Einganges/Eingangs

معانی

• Der Eingang des Museums ist links.ورودی موزه سمت چپ است.
• Eine Tafel steht am Eingang des Parks.تابلویی کنار ورودی پارک هست.
• Sie sagte zum Eingang ihrer Rede einige Worte.او در آغاز سخنرانی‌اش چند کلمه گفت.
• Am Eingang des Magens liegt der Magenmund.در ورودی معده، دهانه‌ی معده قرار دارد.
• Die Diebe haben sich Eingang verschafft.دزدها راهی برای ورود پیدا کردند.
• Wir bestätigen den Eingang Ihres Briefes.ما رسیدن نامه‌ی شما را تأیید می‌کنیم.
• Das Thema fand Eingang in den Vertrag.این موضوع در قرارداد راه یافت.
• Die Mikrowelle verschaffte sich raschen Eingang in viele Küchen.مایکروویو به‌سرعت به آشپزخانه‌های بسیاری راه یافت.
• Er fand Eingang in die besseren Kreise.او به حلقه‌های بهتر راه یافت.
• Der Monitor hat einen HDMI-Eingang.مانیتور ورودی HDMI دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی