1پارتیکلPartikel

Bitte

[ˈbɪtə]

معانی

ذره‌ی مؤدب‌کننده؛ در آغاز، میان یا پایان جمله می‌آید
• Noch ein Wasser mit Sprudel, bitte.یک آب گازدار دیگر، لطفاً.
جواب رایج به danke؛ امروز گاهی «Gern!» هم می‌گویند
• O bitte, gern geschehen, nichts zu danken.اوه خواهش می‌کنم، قابلی ندارد.
بعد از فعل امر یا ضمیر می‌آید
• Kommen Sie bitte in mein Büro!لطفاً به دفتر من بیایید!
همراه با ایما و اشاره
• Bitte schön, Zimmer 124, erster Stock.بفرمایید، اتاق ۱۲۴، طبقه‌ی اول.
نشانه‌ی موافقت
• Ja, bitte. Nehmen Sie es nur mit.بله، بفرمایید. فقط ببرید.
در شروع جمله‌ی پرسشی
• Wie bitte? Ich habe Sie nicht verstanden.ببخشید؟ من شما را نفهمیدم.
تأکید بر امر
• Jetzt sei bitte still, sagte die Mutter.حالا لطفاً ساکت باش، مادر گفت.
اعتراض و ناخشنودی
• Was bitte soll daran schön sein?آخر این چه زیبایی دارد؟
هنگام پاسخ دادن به کسی که ما را صدا زده است
• Ja, bitte?, keuchte er ins Telefon.بله، بفرمایید؟ او پشت تلفن نفس‌زنان گفت.
2
اسمNomen
die/[ˈbɪtə]
جمع: Bitten
ملکی: Bitte

معانی

• Ich habe eine Bitte an dich.من یک درخواست از تو دارم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی