صفتAdjektiv
elektrisch
معانی
1. برقی؛ الکتریکی؛ با برق کار میکند (دستگاهی که با نیروی برق کار میکند)بیشتر▾
• Ein elektrischer Herd, Kocher und Kühlschrank.اجاق برقی، کتری برقی و یخچال.
2. الکتریکی؛ ناشی از برق؛ مربوط به الکتریسیته (بر اساس برق یا پدیدآمده از برق)بیشتر▾
• Ein elektrischer Schlag.شوک برق.
3. (فیزیک، فنی) مربوط به میدان، بار یا رسانایی الکتریکیبیشتر▾
• Ein elektrisches Feld.یک میدان الکتریکی.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




