در حال بارگذاری...

اسمNomen

Eis

das/[aɪ̯s]
جمع: Eise
ملکی: Eises

معانی

• Bei Frost muss meistens das Eis von den Autoscheiben gekratzt werden.در یخبندان معمولاً باید یخ را از شیشه‌ی ماشین تراشید.
• Tagsüber haben wir aufgrund der Hitze sehr viele Eise gegessen und Limonade getrunken.در طول روز به‌سبب گرما بستنی‌های بسیار خوردیم و لیموناد نوشیدیم.
• Charon ist von größeren Mengen Wassereis bedeckt.شارون با مقدار زیادی یخ آب پوشیده شده است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی