Eis
معانی
1. یخ (آب منجمدشده بر اثر سرمای شدید، زیر صفر درجه؛ سطح لغزندهی یخزده؛ لایهی یخ روی جاده؛ فقط مفرد)بیشتر▾
2. بستنی (غذای شیرین ساختهشده از شیر، خامه، آبمیوه یا آب که با مواد افزودنی مانند میوه یا شکلات مخلوط و کمی منجمد میشود؛ Speiseeis)بیشتر▾
3. (نجوم، شیمی) یخ (گاز یا مایع منجمدشده در اثر سرمای شدید یا فشار بسیار زیاد؛ مثل یخ متان؛ فقط مفرد)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




