در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

auf

[aʊ̯f]

معانی

• Das Buch liegt auf dem Tisch.کتاب روی میز است.
• Ich lege das Buch auf den Tisch.من کتاب را روی میز می‌گذارم.
• Er ist noch auf der Grundschule.او هنوز در مدرسه‌ی ابتدایی است.
• Ich gehe auf die Post.من به اداره‌ی پست می‌روم.
• Wir sind auf der Hochzeit.ما در عروسی هستیم.
• Auf 50 Meter Entfernung gab er drei Schüsse ab.از فاصله‌ی ۵۰ متری سه تیر شلیک کرد.
• Ich verreise auf ein paar Tage.من برای چند روز سفر می‌کنم.
• Es ging Schlag auf Schlag.همه‌چیز پشت‌سرهم پیش رفت.
• Auf Wiedersehen!به امید دیدار!
• Er tut es auf diese Weise.او آن را به این شیوه انجام می‌دهد.
• Er ließ ihn aufs Herzlichste grüßen.او سلام بسیار گرمی به او رساند.
• Wir prüfen die Arbeit auf Fehler.ما کار را از نظر خطا بررسی می‌کنیم.
• Auf Wunsch wiederholen wir das Konzert.بنا به درخواست کنسرت را تکرار می‌کنیم.
• Man nehme drei Eier auf ein Pfund Mehl.برای هر نیم‌کیلو آرد سه تخم‌مرغ بردارید.
• Alle sind gekommen bis auf Peter.همه آمدند به‌جز پیتر.
• Ich warte auf den Bus.من منتظر اتوبوس هستم.
2
قید مکانLokaladverb
[aʊ̯f]

معانی

• Das Fenster ist auf.پنجره باز است.
• Sie ist immer schon früh auf.او همیشه زود بیدار است.
• Auf, an die Arbeit!برخیزید، سر کار!
• Er ging im Zimmer auf und ab.او در اتاق بالا و پایین می‌رفت.
• Der Einbrecher war schon auf und davon.سارق پیش‌تر گریخته بود.
• Er war von Kind auf kränklich.او از کودکی بیمار بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی