auf
معانی
1. (مکان، حالت داتیو) موقعیت: چیزی یا کسی روی سطح چیز دیگری است؛ رویبیشتر▾
2. (مکان، حالت اکوزاتیو) جهت: حرکت از بالا به پایین یا از پایین به بالا تا رسیدن به سطحی؛ روی (چیزی)بیشتر▾
3. (مکان، داتیو) اقامت در یک فضا یا ساختمان (اداره، دانشگاه، مدرسه)؛ دربیشتر▾
4. (مکان، اکوزاتیو) رفتن به یک فضا یا ساختمان؛ بهبیشتر▾
5. (شرکت در رویداد) در یک جشن، گردهمایی یا سفر؛ به یک رویداد رفتن یا در آن بودنبیشتر▾
6. (فاصله) در فاصلهی؛ تابیشتر▾
7. (زمان، اکوزاتیو) مدت: برای مدتی؛ به مدتبیشتر▾
8. (زمان) پیدرپیبودن، یا گذار از یک روز یا سال به دیگریبیشتر▾
9. (نقطهی زمانی؛ بیشتر در خداحافظیها) تا؛ برایبیشتر▾
10. (روش) شیوه و چگونگی؛ بهروشبیشتر▾
11. (درجه و شدت) میزان؛ در ترکیبهای ‹aufs› با صفت عالی: بسیاربیشتر▾
12. (هدف یا جنبه) بهمنظور، از نظر؛ برای بررسی یا نوشیدن به سلامتیبیشتر▾
13. (پیامد و دلیل) در پی؛ بنا بر؛ بهخواستبیشتر▾
14. (سهم) در تقسیم مقدار، واحد پایه را نشان میدهد؛ برای هربیشتر▾
15. (در عبارت bis auf) بهجز؛ بجزبیشتر▾
16. (بدون معنای مستقل؛ پس از فعل، صفت یا اسم) هدف یا مرجع کلی را وصل میکند؛ بر، به، برایبیشتر▾
معانی
1. (گفتاری) باز؛ گشوده (در برابر zu)؛ برای مشتری بازبیشتر▾
2. (محاورهای) از خواب برخاسته؛ بیدار و بیرون از بستربیشتر▾
3. (فرمان) بالا؛ بلند شوید؛ شروع کنیدبیشتر▾
4. (اصطلاحی) در عبارت auf und ab: بالا و پایین؛ رفتوآمدبیشتر▾
5. (محاورهای) در عبارت auf und davon: ناگهان و برای همیشه رفته؛ فرار کردهبیشتر▾
6. (در عبارت von … auf) از … به بعد؛ از آغازبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




