اسمNomen
Haushalt
der/[ˈhaʊ̯shalt]
جمع: Haushalte
ملکی: Haushalt(e)s
معانی
1. خانهداری؛ خانوار؛ اقتصاد خانواده (امور مشترک اقتصادی افرادی که در یک خانه زندگی میکنند)بیشتر▾
• Es ist aber auch wegen der Versicherung der im Haushalt vorhandenen Werte.این هم برای بیمهی داراییهایی است که در خانه هست.
2. بودجهی دولتی؛ بودجه (منابع مالی یک دولت، شهرداری یا نهاد عمومی و مدیریت آن)بیشتر▾
• Unser wichtigstes Ziel ist es, im Jahr 2006 einen ausgeglichenen Haushalt vorzulegen.مهمترین هدف ما این است که در سال ۲۰۰۶ بودجهای متوازن ارائه کنیم.
3. (مجازی) نظام یا تعادل درونی (مثلاً «seelischer Haushalt»؛ تعادل روانی)بیشتر▾
• Man erfuhr etwas über den seelischen Haushalt begabter Jugend.چیزهایی دربارهی تعادل روانی جوانان بااستعداد دانسته شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




