hoch
| hoch | höher | am höchsten |
معانی
1. (پس از اندازه) بلند؛ اندازهی کشش از پایین به بالابیشتر▾
2. (پس از اندازه) فاصله از پایین به بالا؛ در ارتفاعبیشتر▾
3. (با افعال حرکت) بهسوی بالابیشتر▾
4. (بدون اندازه) دارای ارتفاع قابلتوجه به بالابیشتر▾
5. (بدون اندازه) در فاصلهی زیاد در بالابیشتر▾
6. (جهت) به بالا؛ برخاستنبیشتر▾
7. (جهت) تا بالای بالا؛ بهصورت کشیدهبیشتر▾
8. (مجازی، در حوزهی مکانی) در عبارتهای ثابتبیشتر▾
9. (اندازهپذیر) زیاد، بالا (مقدار، تعداد، پدیده)بیشتر▾
10. (مبالغ پول) هنگفتبیشتر▾
11. (قیدی) با مبلغ زیادبیشتر▾
12. (غیرقابلاندازه) شدید، در حد بالا (مفاهیم نامحسوس)بیشتر▾
13. (قیدی) بسیار؛ خیلیبیشتر▾
14. (قیدی) در حد بالا؛ بهشدتبیشتر▾
15. (höchst) فوقالعاده؛ بسیار زیاد (بیشتر در عالیترین درجه)بیشتر▾
16. در رتبهی بالای اجتماعی؛ سطحبالابیشتر▾
17. (زمانی) در میانهی یک دورهی زمانیبیشتر▾
18. (زمانی) در مرحلهی پیشرفتهی یک دورهی زمانیبیشتر▾
19. (صدا) زیر؛ با بسامد بالا (ضد tief)بیشتر▾
20. (مجازی، تمسخرآمیز؛ in den höchsten Tönen) با ستایش فراوانبیشتر▾
21. گرانقدر و ارزشمند؛ والابیشتر▾
22. (مجازی؛ hoch anrechnen) بسیار مثبت دانستن و ارج نهادنبیشتر▾
23. (بیشتر مقایسهای) برتر؛ متعالی، نزدیک به معنی ۵بیشتر▾
24. (مفاهیم دینی) فراطبیعی؛ فوق بشریبیشتر▾
25. (شاعرانه؛ ein Höherer, der Höchste) خداوندبیشتر▾
26. پیشرفته و پیچیده؛ تکاملیافتهبیشتر▾
27. (در عبارتهای ثابت؛ jmds. Herz schlägt höher) هیجانزده بودن؛ بسیار شاد بودنبیشتر▾
28. (شکار؛ hohe Jagd) شکار شکار درشت (Hochwild)بیشتر▾
29. (ریاضی) توان؛ مثلاً ده به توان ششبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




