در حال بارگذاری...

قید زمانTemporaladverb

immer

معانی

• Er war immer höflich zu mir.او همیشه با من مؤدب بود.
• Er redet immer und ewig denselben Unsinn.او همیشه و پیوسته همان چرندیات را می‌گوید.
• Sie nahmen für immer Abschied.آن‌ها برای همیشه وداع کردند.
• Er musste immer wieder von vorn anfangen.او مجبور شد بارها از اول شروع کند.
• Wir spielen immer mal Schach.ما گاه‌گاهی شطرنج بازی می‌کنیم.
• Immer wenn man ihn sprechen will, hat er keine Zeit.هر وقت می‌خواهی با او حرف بزنی، وقت ندارد.
• Man wird immer älter.آدم هر روز پیرتر می‌شود.
• Wer auch immer das getan hat, wird haften.هرکس این کار را کرده باشد مسئول خواهد بود.
• Immer drei Schüler kamen auf einmal herein.هر بار سه دانش‌آموز با هم وارد می‌شدند.
• Was treibst du denn immer?تو در این مدت چه کار می‌کنی؟
• Kommst du mit? Immer!می‌آیی؟ حتماً!
• Es regnete immer noch, als wir abfuhren.هنگامی که حرکت کردیم هنوز هم باران می‌بارید.
• Immer langsam voran!فقط آرام‌آرام جلو برو!
• Er lief, so schnell er immer konnte.او تا می‌توانست سریع دوید.
• Mögen sie nur immer schimpfen!بگذار فقط غر بزنند!
• Fangen wir schon immer an!بیایید از همین حالا شروع کنیم!

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی