قید حالتModaladverb

nur

معانی

• Das hat nur zehn Euro gekostet.این فقط ده یورو قیمت داشت.
• Er ist sehr tüchtig, nur fehlt ihm die Erfahrung.او بسیار کاردان است، اما تجربه ندارد.
• Ich habe das nur so gesagt.من این را همین‌طوری گفتم.
• Lass nur, das ist nicht so schlimm!بگذار باشد، آن‌قدرها هم بد نیست!
• Was hast du nur?تو چت شده؟
• Wenn er nur käme!کاش او می‌آمد!
• Nimm dir davon, so viel du nur willst.از این بردار، هرقدر که می‌خواهی.
• Ich weiß es nur zu gut.من این را فقط بیش از حد خوب می‌دانم (به‌خوبی می‌دانم).

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی