Job
معانی
1. (محاورهای) کار و درآمد؛ موقعیت شغلی، بهویژه کاری موقت یا پارهوقت که با آن پول درمیآورندبیشتر▾
2. (محاورهای) وظیفهی کاری؛ حوزهی وظایف در شغل رسمی و نتیجهی کار انجامشدهبیشتر▾
3. (محاورهای) سفارش یا مأموریت؛ کاری که معمولاً در برابر پول انجام میدهندبیشتر▾
4. (فناوری اطلاعات) فرایند خودکار پردازش داده؛ مجموعهی مراحلی که باید اجرا شوندبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




