در حال بارگذاری...

اسمNomen

Kamera

die/[ˈkaməʀa]
جمع: Kameras
ملکی: Kamera

معانی

• Der fotografische Erfolg hängt aber nicht von der Kamera ab.موفقیت عکاسی البته به دوربین بستگی ندارد.
• Die Kameras schwenkten zum Rednerpult.دوربین‌ها به سوی تریبون چرخیدند.
• Eine Kamera mit eingebautem Belichtungsmesser.دوربینی با نورسنج داخلی.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی