در حال بارگذاری...

اسمNomen

Loch

das/[lɔχ]
جمع: Löcher
ملکی: Loch(e)s

معانی

• Und man entdeckt auch bald, wie sich ein Raum unterteilen läßt, ohne daß dadurch zwei winzige Löcher entstehen.و آدم زود می‌فهمد که چگونه می‌توان اتاقی را تقسیم کرد بی‌آن‌که دو سوراخ کوچک پدید آید.
• Sie hausen in einem dumpfen, feuchten Loch.آنان در سوراخی تاریک و نمناک زندگی می‌کنند.
• Er sitzt im Loch.او در زندان است.
• Die Maus schlüpft ins Loch.موش به سوراخ می‌خزد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی