Los
معانی
1. (محاورهای) «Was ist los؟»: چه خبر شده؟ چیزی رخ داده است (حادثهی خاص یا ناگواری)بیشتر▾
2. رها؛ باز؛ جداشده (دیگر بسته یا ثابت نیست)بیشتر▾
3. (محاورهای) «etw. los sein»: از چیزی خلاص شدن؛ چیزی را از دست دادنبیشتر▾
4. (عامیانه، فریاد) برو! زود باش! (دعوت به اقدام فوری؛ رفتن، دویدن)بیشتر▾
معانی
1. بلیت بختآزمایی؛ قرعه (برگهی شمارهدار برای شرکت در قرعهکشی)بیشتر▾
2. قرعه (چیزی که با آن تصمیمی گرفته میشود؛ برگهی کشیدهشده برای تعیین)بیشتر▾
3. (ادبی) سرنوشت؛ تقدیر؛ بختبیشتر▾
4. (اقتصاد) محموله؛ بخش (مقدار معینی از کالاهای مشابه در تولید یا سفارش)بیشتر▾
5. (ساختمانسازی) بخش یا مرحلهای از یک پروژهی ساختمانیبیشتر▾
6. (حراج) قلمی که در حراجی فروخته میشودبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




