اسمNomen
Mittag
der / das
معانی
1. ظهر؛ نیمهی روز، حدود ساعت ۱۲der Mittagبیشتر▾
جمع: Mittageملکی: Mittages/Mittags
• Um zwölf Uhr ist Mittag.ساعت دوازده ظهر است.
2. (ادبی، مجازی) اوج؛ بالاترین نقطهder Mittagبیشتر▾
جمع: Mittageملکی: Mittages/Mittags
• Er suchte den erfüllten Mittag des Lebens.او در پی اوج پربار زندگی بود.
3. (شاعرانه؛ فقط مفرد) جنوبder Mittagبیشتر▾
جمع: Mittageملکی: Mittages/Mittags
• Die Sonne steht hoch im Mittag.خورشید بالا در جنوب ایستاده است.
4. (گویشی، بهویژه شمالغرب آلمان) بعدازظهرder Mittagبیشتر▾
جمع: Mittageملکی: Mittages/Mittags
• Wir sehen uns am Mittag.ما بعدازظهر همدیگر را میبینیم.
5. (محاورهای؛ فقط مفرد) ناهار؛ وعدهی غذایی ظهرdas Mittagبیشتر▾
ملکی: Mittags
• Wir essen das Mittag um eins.ما ناهار را ساعت یک میخوریم.
6. (محاورهای) استراحت ظهر؛ وقفهی ظهرdas Mittagبیشتر▾
ملکی: Mittags
• Sie halten Mittag.آنها ظهرانه استراحت میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




