schon
معانی
1. (زمانی) زودتر یا سریعتر از انتظار؛ همین حالا (اغلب با شگفتی یا ناخشنودی)بیشتر▾
2. از ... تا به حال؛ از مدتی پیش (با اشارهی زمانی که چیزی ادامه یافته است)بیشتر▾
3. همین حالا شروع شده است؛ بهطور فعلی در جریان استبیشتر▾
4. قبلاً؛ پیش از لحظهی سخنگفتن (رویدادی که پایان یافته است)بیشتر▾
5. (در جملهی آرزو) ای کاش زودتر؛ نشاندهندهی آرزوی زودتر رخدادن چیزیبیشتر▾
6. (مقایسه) پیشتر؛ قبلاً (چیزی مشابه یا بهتر)بیشتر▾
7. (برجستهکردن) همین ... کافی است؛ حتی ... (در آغاز جمله)بیشتر▾
8. در هر حال؛ از قبل هم؛ هماکنون هم (ohnehin)بیشتر▾
9. (ذرهی تأکیدی) حتماً؛ مطمئن باش (آرامکردن و اطمینان دادن)بیشتر▾
10. (محاورهای؛ در جملهی امری) دیگر؛ بالاخره (بیحوصلگی)بیشتر▾
11. (در جملهی امری؛ دلگرمکننده) خب؛ بفرمابیشتر▾
12. (محاورهای؛ در پرسش و تعجب بلاغی) مگر ... چه؛ چه چیزی (با ناچیزشماری)بیشتر▾
13. (محاورهای؛ در جملهی پرسشی) دیگر؛ همان (با بیحوصلگی)بیشتر▾
14. (تأکید بر یک گفته در برابر تردید) واقعاً؛ بهراستیبیشتر▾
15. (در جملهی شرطی) حالا که ... (تأکید بر شرط)بیشتر▾
16. (پاسخ محدودکننده) بله، اما ...؛ تا حدیبیشتر▾
17. (با تردید باقیمانده) ممکن است؛ شاید (امتیاز دادن همراه با شک)بیشتر▾
18. (اشاره به محدودیتی که پس از آن میآید) درست است، اما ...بیشتر▾
19. (محاورهای؛ نشاندهندهی درجهی قابلقبول؛ آرامکننده) بد نیست؛ دیگر بهتر استبیشتر▾
20. (تأیید با قید و شرط؛ محاورهای و گاهی شوخیآمیز) واقعاً؛ بهراستی (پس از تردید)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




