در حال بارگذاری...

قید زمانTemporaladverb

schon

معانی

• Warum gehst du schon weg?چرا همین حالا می‌روی؟
• Er studiert schon seit einem Jahr in Deutschland.او از یک سال پیش در آلمان درس می‌خواند.
• Ich komme schon.دارم می‌آیم.
• Er hat schon gegessen.او قبلاً غذا خورده است.
• Wenn die Prüfung schon vorbei wäre!ای کاش امتحان تمام شده بود!
• Ich habe schon besseres Bier getrunken.من آبجوی بهتر از این هم نوشیده‌ام.
• Schon der Name sagt alles.همین نام همه‌چیز را می‌گوید.
• Es ist so schon schlimm genug.همین حالا هم به‌اندازه‌ی کافی بد است.
• Das schaffst du schon.تو از پسش برمی‌آیی.
• Los, mach schon!زود باش، دیگر!
• Sag schon, wie du heißt.خب بگو اسمت چیست.
• Was sollte da schon passieren?مگر چه می‌تواند اتفاق بیفتد؟
• Wie heißt er schon?اسمش دیگر چه بود؟
• Das ist schon so.واقعاً همین‌طور است.
• Wenn ich schon hier bin, will ich es mir ansehen.حالا که اینجا هستم، می‌خواهم آن را ببینم.
• Gefällt es dir hier? Ja, schon.اینجا را دوست داری؟ بله، تا حدی.
• Das kann schon so gewesen sein.ممکن است همین‌طور بوده باشد.
• Das ist schon wahr, aber ...درست است، اما ...
• So ist es schon besser.این‌طور دیگر بهتر است.
• Es ist schon herrlich hier.اینجا واقعاً دل‌انگیز است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی