noch
معانی
1. هنوز؛ همچنان (ادامهی حالتی که پایانش معمولاً نزدیک است)بیشتر▾
2. (حالت آینده) در فرصتی که مانده؛ همچنان خواهد شدبیشتر▾
3. (زمان) تا همین ... ؛ نه دیرتر از (تا یک زمان مشخص)بیشتر▾
4. بهموقع؛ پیش از رسیدن به یک پایان (هنوز فرصتداشتن)بیشتر▾
5. (برای تأکید که حادثه بهتازگی و نه زودتر رخ داده) همین (دیروز / پارسال ...)بیشتر▾
6. دیگر؛ بیشتر؛ علاوه بر چیزی که موجود استبیشتر▾
7. (محاورهای؛ noch und noch) خیلی زیاد؛ فراوانبیشتر▾
8. (قبل از صفت تفضیلی) باز هم؛ حتی (تأکید بر مقایسه)بیشتر▾
9. (noch so + مفهوم اجازهای) هرچقدر هم که ...بیشتر▾
10. باقیمانده؛ فقط ... مانده استبیشتر▾
11. (مرز اظهار مثبت) هنوز قابلقبول؛ دستکم (آنچه هنوز میتوان پذیرفت)بیشتر▾
12. (ادبی) حتی؛ سرانجام (پیش از جزئی با بار منفی)بیشتر▾
13. (ذرهی گفتاری در پرسش؛ بیمعنا) دیگر؛ (یادآوری چیزی که فراموش شده است)بیشتر▾
معانی
1. (weder ... noch) نه ... و نه؛ و نیز نهبیشتر▾
2. (ادبی، رو به منسوخی؛ nicht ... noch) نه ... و نهبیشتر▾
3. (منسوخ؛ noch ... noch) نه ... و نهبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




