در حال بارگذاری...

اسمNomen

Strom

der/[ʃtʀoːm]
جمع: Ströme
ملکی: Strom(e)s

معانی

• Strom, Gas und Heizöl waren im Oktober billiger als vor einem Jahr.برق، گاز و نفت گرمایش در اکتبر ارزان‌تر از یک سال پیش بودند.
• Der Rhein ist mal mächtiger Strom, mal gemächliches Rheinlein.راین گاهی رودی نیرومند و گاهی رودخانه‌ای آرام است.
• Wir leben in einem ständigen Strom der Ereignisse.ما در جریان دائمی رویدادها زندگی می‌کنیم.
• In Form eines reißenden Stroms ergoss sich das Regenwasser über den Weg.آب باران به‌صورت جریانی خروشان روی راه سرازیر شد.
• Der Strom der Besucher reißt nicht ab.سیل بازدیدکنندگان قطع نمی‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی