suchen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gesucht | suchte | suche | ich |
| hast gesucht | suchtest | suchst | du |
| hat gesucht | suchte | sucht | er/sie/es |
| haben gesucht | suchten | suchen | wir |
| habt gesucht | suchtet | sucht | ihr |
| haben gesucht | suchten | suchen | sie/Sie |
معانی
1. جستوجو کردن؛ کوشیدن برای یافتن کسی یا چیزی که میخواهیم، نیاز داریم یا گم کردهایمsuchen+akk.بیشتر▾
2. (در آگهیها) خواستن؛ نیازمند بودنsuchen+akk.بیشتر▾
3. (مجازی) بهدنبال چیزی غیرمادی بودن، مانند کمک، آرامش یا پناهsuchen+akk.بیشتر▾
4. (suchen + مصدر با zu) کوشیدن برای رسیدن به چیزیsuchen+akk.بیشتر▾
5. (در عبارتهای ثابت؛ hier hast du nichts zu suchen) حق حضور نداشتن؛ ناخوانده بودنsuchen+akk.بیشتر▾
6. (das Weite suchen) فرار کردن؛ از آنجا گریختنsuchen+akk.بیشتر▾
7. (in, hinter allem etwas suchen) به همهچیز بدگمان بودنsuchen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




