اسمNomen
Tasse
die/[ˈtasə]
جمع: Tassen
ملکی: Tasse
معانی
1. فنجان؛ لیوان دستهدار (ظرف نوشیدن دستهدار، بهویژه برای نوشیدنیهای داغ)بیشتر▾
• Im Gemeindehaus klappern ab 15 Uhr wieder Tassen und Teller für den Kaffee oder Tee am Nachmittag.در سالن اجتماعات از ساعت ۱۵ دوباره فنجانها و بشقابها برای قهوه یا چای بعدازظهر به صدا درمیآیند.
2. یک فنجان (مقدار نوشیدنی یا مادهای که در یک فنجان جا میگیرد؛ مثلاً «eine Tasse Kaffee»)بیشتر▾
• Wollen wir eine Tasse Tee trinken?میخواهی یک فنجان چای بنوشیم؟
3. (اتریشی) ظرف مسطح؛ لگن؛ تهظرف (مثلاً Duschtasse: کف دوش)بیشتر▾
• Ich kann Obst in der Tasse kaufen.میتوانم میوه را در ظرف مسطح بخرم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




