در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

unwahrscheinlich

معانی

• Es ist unwahrscheinlich, dass er so spät noch kommt.بعید است او این‌قدر دیر بیاید.
• Das ist eine unwahrscheinliche Geschichte.این داستان باورنکردنی است.
• Du hast ein unwahrscheinliches Glück gehabt.تو شانس باورنکردنی‌ای داشتی.
• Sie hat eine unwahrscheinliche Schönheit.او زیبایی باورنکردنی‌ای دارد.
• Es ist unwahrscheinlich schön hier.اینجا فوق‌العاده زیباست.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی