weit
| weit | weiter | am weitesten |
معانی
1. (پس از اندازه) دور؛ نشاندهندهی فاصلهبیشتر▾
2. پهناور؛ گسترده در مکان و سطح (ضد eng)بیشتر▾
3. (مجازی) بزرگتر از معمول؛ فراخبیشتر▾
4. (weit und breit) در همهی اطراف؛ تا چشم کار میکندبیشتر▾
5. طولانی؛ از نظر مسافت دراز (ضد kurz)بیشتر▾
6. (مجازی؛ es weit bringen) در زندگی به جاهای بالا رسیدنبیشتر▾
7. (etw. führt zu weit) از موضوع اصلی دور شدنبیشتر▾
8. (مجازی) رسیدن به نقطهای از یک روندبیشتر▾
9. (زمانی) دور؛ در گذشته یا آیندهبیشتر▾
10. (so weit kommen، gehen) به حد یا مرحلهای رسیدنبیشتر▾
11. (so weit sein) به مرحلهی معینی رسیده بودن؛ آماده بودنبیشتر▾
12. گشاد؛ لباسی که تنگ نیستبیشتر▾
13. (قیدی) بهمراتب؛ خیلی (بیشتر با مقایسهای)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




