در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

wichtig

wichtigwichtigeram wichtigsten

معانی

• Er hat etwas Wichtiges zu sagen.او چیز مهمی برای گفتن دارد.
• Es ist wichtig, Kindern immer die Wahrheit zu sagen.مهم است که همیشه به بچه‌ها راست گفت.
• Das war ein wichtiger Tag in ihrem Leben.آن روز مهمی در زندگی او بود.
• Das ist ein wichtiger Punkt auf der Tagesordnung.این نکته‌ی مهمی در دستور جلسه است.
• Man darf es nicht zu wichtig nehmen, wenn ein Kind trotzt.وقتی بچه لجبازی می‌کند نباید زیاد جدی‌اش گرفت.
• Nimm dich nur nicht so wichtig!خودت را این‌قدر مهم نگیر!
• Er schrieb mit wichtiger Miene etwas auf.او با قیافه‌ی مهم چیزی نوشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی