اسمNomen
Wurst
die/[vʊʁst]
جمع: Würste
ملکی: Wurst
معانی
1. سوسیس؛ کالباس (غذای درازشکل از گوشت خردشده و ادویه که در پوستهی روده یا پوست مصنوعی پر شده؛ اغلب سرد و برشخورده روی نان)بیشتر▾
• Er nahm sich eine Scheibe Wurst, rollte sie auf und steckte sie in den Mund.او یک برش کالباس برداشت، آن را پیچید و در دهانش گذاشت.
2. سوسیس داغ؛ سوسیس کبابی (نوعی سوسیس که معمولاً داغ و کامل خورده میشود، سرخشده یا آبپز؛ Bratwurst)بیشتر▾
• Er tunkte die Wurst in den Senf.او سوسیس را در خردل زد.
3. (مجازی) چیز دراز و استوانهای (چیزی که از نظر شکل دراز یادآور سوسیس است)بیشتر▾
• Rollen Sie das Marzipan zu einer Wurst.مرزپان را به شکل استوانهی بلند درآورید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




