در حال بارگذاری...

اسمNomen

Wurst

die/[vʊʁst]
جمع: Würste
ملکی: Wurst

معانی

• Er nahm sich eine Scheibe Wurst, rollte sie auf und steckte sie in den Mund.او یک برش کالباس برداشت، آن را پیچید و در دهانش گذاشت.
• Er tunkte die Wurst in den Senf.او سوسیس را در خردل زد.
• Rollen Sie das Marzipan zu einer Wurst.مرزپان را به شکل استوانه‌ی بلند درآورید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی