فعلVerb
zahlen
Präsens: zahlt
Präteritum: zahlte
Perfekt: hat gezahlt
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gezahlt | zahlte | zahle | ich |
| hast gezahlt | zahltest | zahlst | du |
| hat gezahlt | zahlte | zahlt | er/sie/es |
| haben gezahlt | zahlten | zahlen | wir |
| habt gezahlt | zahltet | zahlt | ihr |
| haben gezahlt | zahlten | zahlen | sie/Sie |
معانی
1. پرداختن؛ با وسیلهی پرداخت بدهی مالی را تسویه کردن؛ بهویژه پول دادن در ازای چیزیzahlen+akk.بیشتر▾
• Er hat 20 Euro dafür gezahlt.او برای آن ۲۰ یورو پرداخت.
2. (an etw. zahlen) قسط چیزی را پرداختن؛ آنچه را قسطی خریدهاند، پرداخت کردنzahlenan+dat.بیشتر▾
• Sie zahlen immer noch an ihren Möbeln.آنها هنوز دارند اقساط اثاثیهشان را میپردازند.
3. (مجازی) تاوان دادن؛ بهای چیزی را با چیزی غیرمادی پرداختنzahlenfür+akk.بیشتر▾
• Für diesen Erfolg zahlte er einen hohen Preis.او برای این موفقیت بهای سنگینی پرداخت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
