صفتAdjektiv
blond
| blond | blonder | am blondesten |
معانی
1. بلوند؛ مو طلایی روشن (مویِ زردفام و درخشان؛ دارای موی بلوند)بیشتر▾
• Unter den Gästen war auch eine hübsche blonde Frau um die Dreißig.میان مهمانان یک زن زیبای بلوند در حدود سی سالگی هم بود.
2. (محاورهای) به رنگ زرد طلاییِ روشن (غیر از مو)بیشتر▾
• Das Bier ist schön blond.این آبجو رنگ طلایی روشن زیبایی دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




