در حال بارگذاری...

اسمNomen

Brille

die/[ˈbʀɪlə]
جمع: Brillen
ملکی: Brille

معانی

• Mein Vater weigert sich bis heute, mit Brille Auto zu fahren.پدرم تا امروز از رانندگی با عینک خودداری می‌کند.
• Der Brillenbär hat helle Ringe um die Augen.خرس عینکی دور چشمانش حلقه‌های روشن دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی