در حال بارگذاری...

اسمNomen

Brücke

die/[ˈbʀʏkə]
جمع: Brücken
ملکی: Brücke

معانی

• Um von einem Stadtteil in den andern zu wechseln, muss man Brücken überqueren.برای رفتن از یک محله به محله‌ی دیگر باید از پل‌ها گذشت.
• Musik schlägt Brücken von Volk zu Volk.موسیقی میان ملت‌ها پل می‌زند.
• Im Sturm hat der Kapitän auf der Brücke zu stehen.در طوفان ناخدا باید روی عرشه‌ی فرماندهی باشد.
• Zu jedem Teppich gibt es viele passende Brücken.برای هر فرش قالیچه‌های مناسب فراوانی هست.
• Alisha versucht sich an einer Brücke.علیشا پل (حرکت ژیمناستیک) را امتحان می‌کند.
• Mit einer Brücke lassen sich eine oder mehrere Lücken schließen.با پل دندان می‌توان یک یا چند جای خالی را پر کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی