در حال بارگذاری...

اسمNomen

Fenster

das/[ˈfɛnstɐ]
جمع: Fenster
ملکی: Fensters

معانی

• Er trat zum Fenster und blickte in den dunkelnden Abend hinaus.او به‌سوی پنجره رفت و به شب تاریک‌شونده نگریست.
• Die Fenster klirrten, und wer im Bette lag, wurde wach.پنجره‌ها لرزیدند و هر که در بستر بود بیدار شد.
• Die Fenster der Kaufhäuser sind bunt gestaltet.ویترین فروشگاه‌ها رنگارنگ طراحی شده‌اند.
• Er ist ein Fenster, das einen lehrreichen Blick auf andere Länder ermöglicht.او دریچه‌ای است که نگاهی آموزنده به کشورهای دیگر ممکن می‌کند.
• Briefumschläge mit Fenster.پاکت‌های نامه‌ی پنجره‌دار.
• Mit manchen Programmen haben wir mehrere Fenster geöffnet.با برخی برنامه‌ها چند پنجره باز کرده‌ایم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی