اسمNomen
Fernseher
der/[ˈfɛʁnzeːɐ]
جمع: Fernseher
ملکی: Fernsehers
معانی
1. تلویزیون؛ دستگاه تلویزیون (محاورهای؛ مترادف Fernsehgerät)بیشتر▾
• Um besser hören zu können, mache ich den Fernseher aus.برای بهتر شنیدن تلویزیون را خاموش میکنم.
2. بینندهی تلویزیون (کسی که تلویزیون تماشا میکند)بیشتر▾
• Die Fernseher waren über die Störung verärgert.بینندگان از اختلال خشمگین بودند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




