در حال بارگذاری...

اسمNomen

Fernseher

der/[ˈfɛʁnzeːɐ]
جمع: Fernseher
ملکی: Fernsehers

معانی

• Um besser hören zu können, mache ich den Fernseher aus.برای بهتر شنیدن تلویزیون را خاموش می‌کنم.
• Die Fernseher waren über die Störung verärgert.بینندگان از اختلال خشمگین بودند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی