اسمNomen
Feuerzeug
das
جمع: Feuerzeuge
ملکی: Feuerzeug(e)s
معانی
1. فندک (ابزار دستی برای روشنکردن آتش با جرقهی سنگ فندک)بیشتر▾
• Hinter ihm, in der Küche, hörte ich das Feuerzeug meiner Mutter klicken.پشت سرش، در آشپزخانه، صدای کلیک فندک مادرم را شنیدم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




