در حال بارگذاری...

اسمNomen

Feuerzeug

das
جمع: Feuerzeuge
ملکی: Feuerzeug(e)s

معانی

• Hinter ihm, in der Küche, hörte ich das Feuerzeug meiner Mutter klicken.پشت سرش، در آشپزخانه، صدای کلیک فندک مادرم را شنیدم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی