fett
| fett | fetter | am fettesten |
معانی
1. چرب؛ پرچربی (آنچه چربی فراوان دارد، مثلاً غذا یا گوشت؛ در برابر mager)بیشتر▾
2. چاق؛ فربه؛ درشتهیکل (بسیار چاق و پروار؛ اغلب تحقیرآمیز؛ در برابر mager)بیشتر▾
3. پررنگ؛ درشت؛ سیاه (حروف، تیتر یا چاپ برجسته)بیشتر▾
4. (محاورهای) سودآور؛ پردرآمد؛ عالی (پردرآمد؛ سودمند؛ همچنین در زبان جوانان: عالی)بیشتر▾
5. حاصلخیز؛ پربار (خاک یا زمین با ظرفیت تولید فراوان)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




