صفتAdjektiv
freiwillig
| freiwillig | freiwilliger | am freiwilligsten |
معانی
1. داوطلبانه؛ اختیاری (از روی ارادهی آزاد و بدون اجبار؛ مثل شرکت یا کمک)بیشتر▾
• Die Teilnahme ist freiwillig.شرکت اختیاری است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




