صفتAdjektiv
früh
| früh | früher | am frühesten |
معانی
1. زود؛ اوایل (در آغاز یک دورهی زمانی؛ زودهنگام؛ در برابر spät)بیشتر▾
• Ich stehe morgens früh auf.من صبحها زود بیدار میشوم.
2. صبح؛ بامداد (قید و بدون درجهی تفضیلی: صبح، مثلاً «morgen früh» فردا صبح)بیشتر▾
• Morgen früh reisen wir ab.فردا صبح ما حرکت میکنیم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




