در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

früh

frühfrüheram frühesten

معانی

• Ich stehe morgens früh auf.من صبح‌ها زود بیدار می‌شوم.
• Morgen früh reisen wir ab.فردا صبح ما حرکت می‌کنیم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی