اسمNomen
Gabel
die/[ˈgaːbl̩]
جمع: Gabeln
ملکی: Gabel
معانی
1. چنگال (ابزار کوچک برای خوردن غذا و برداشتن لقمه؛ با دو یا چند دندانه)بیشتر▾
• Wir essen mit Messer und Gabel.ما با کارد و چنگال غذا میخوریم.
2. چنگک؛ شنکش (ابزار بزرگ در کشاورزی یا معدن؛ برای برداشتن یونجه، کود یا زغال)بیشتر▾
• Er nimmt das Heu mit der Gabel auf.او کاه یا یونجه را با چنگک برمیدارد.
3. (مجازی) دوشاخه؛ جایی که چیزی دو شاخه میشود؛ فورک دوچرخه یا موتور؛ (تاریخی) جاگوشی تلفن؛ در شطرنج: حملهی همزمان به دو مهرهبیشتر▾
• Der Pfad bildet eine Gabel.مسیر دوشاخه میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




