در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

ganz

معانی

• Es hat den ganzen Tag geregnet.تمام روز باران آمد.
• Im Großen und Ganzen stimme ich dir zu.در مجموع با تو موافقم.
• Er hat mir die ganze Geschichte erzählt.او همه‌ی ماجرا را برایم تعریف کرد.
• Die ganzen Kinder waren auf der Straße.همه‌ی بچه‌ها در خیابان بودند.
• Ganze Zahlen sind keine gebrochenen Zahlen.اعداد صحیح اعداد کسری نیستند.
• Das Glas ist nicht mehr ganz.لیوان دیگر سالم نیست.
• Wir haben eine ganze Menge Geld verbraucht.ما مقدار قابل‌توجهی پول خرج کردیم.
• Das hat ganze zehn Cent gekostet.این فقط ده سنت قیمت داشت.
• Der Fußboden ist ganz sauber.کف اتاق کاملاً تمیز است.
• Er hat ganz und gar versagt.او به‌کلی شکست خورد.
• Die Rettung war ganz nahe.نجات خیلی نزدیک بود.
• Das Gedicht ist ganz gut.این شعر نسبتاً خوب است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی