Geschirr
معانی
1. ظروف؛ ظرفها (مجموع اشیاء چینی، سفالی یا شیشهای خانگی برای تهیه و سرو غذا؛ سرویس)das Geschirrبیشتر▾
2. (منسوخ) ظرف؛ جام؛ ظرف هر چیزdas Geschirrبیشتر▾
3. یراق؛ ساز و برگ چرمی (تسمه و بندهایی که با آن چارپا را به بار یا گاری میبندند)das Geschirrبیشتر▾
4. (محلی) گاری و اسب؛ گردونه (چارپایان و ارابهی بستهشده به آنها)das Geschirrبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




