اسمNomen
Grenze
die/[ˈgʀɛnʦə]
جمع: Grenzen
ملکی: Grenze
معانی
1. مرز (خط جغرافیایی که قلمرو یک کشور را از کشور همسایه جدا میکند)بیشتر▾
• An der Grenze müssen wir den Pass zeigen.در مرز باید گذرنامه نشان بدهیم.
2. حد؛ مرز (مجازی: نقطهای که چیزی به پایان میرسد یا نباید از آن گذشت؛ مانع)بیشتر▾
• Meine Geduld hat Grenzen.صبر من حد و مرزی دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




