در حال بارگذاری...

اسمNomen

Grenze

die/[ˈgʀɛnʦə]
جمع: Grenzen
ملکی: Grenze

معانی

• An der Grenze müssen wir den Pass zeigen.در مرز باید گذرنامه نشان بدهیم.
• Meine Geduld hat Grenzen.صبر من حد و مرزی دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی