در حال بارگذاری...

اسمNomen

Halsschmerz

der/[ˈhalsʃmɛʁʦ]
جمع: Halsschmerzen
ملکی: Halsschmerzes

معانی

• Vor Halsschmerzen konnte sie kaum noch schlucken, und der Husten quälte sie unaufhörlich.از گلودرد به‌زحمت می‌توانست ببلعد و سرفه او را بی‌امان آزار می‌داد.
• Er habe wohl Halsschmerzen, hieß es von einem ehrgeizigen Offizier.درباره‌ی افسری جاه‌طلب می‌گفتند «انگار گلودرد دارد» (مشتاق نشان افتخار است).

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی