اسمNomen
Halsschmerz
der/[ˈhalsʃmɛʁʦ]
جمع: Halsschmerzen
ملکی: Halsschmerzes
معانی
1. گلودرد (درد ناشی از التهاب گلو یا حلق؛ معمولاً بهصورت جمع)بیشتر▾
• Vor Halsschmerzen konnte sie kaum noch schlucken, und der Husten quälte sie unaufhörlich.از گلودرد بهزحمت میتوانست ببلعد و سرفه او را بیامان آزار میداد.
2. (عامیانه، قدیمی) «Halsschmerzen» در جنگ جهانی دوم: اشتیاق آزمندانه به دریافت نشان افتخار (که به گردن آویخته میشود)بیشتر▾
• Er habe wohl Halsschmerzen, hieß es von einem ehrgeizigen Offizier.دربارهی افسری جاهطلب میگفتند «انگار گلودرد دارد» (مشتاق نشان افتخار است).
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




