Hals
معانی
1. گردن (بخش باریک و متحرکِ میان سر و تنهی انسان)der Halsبیشتر▾
2. گلو؛ حلق (فضای درون گردن؛ محل بلع و صدا)der Halsبیشتر▾
3. گردن (حیوان؛ بخش میان سر و تنهی جانور)der Halsبیشتر▾
4. (مجازی) گردنهی باریک؛ بخش باریک شبیه گردن (مثلاً گردنِ بطری یا ساز)der Halsبیشتر▾
5. (اصطلاح شکار) پارس کردن سگ شکاریder Halsبیشتر▾
6. (اصطلاح دریانوردی) گوشهی جلویی پایین بادبانder Halsبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




