صفتAdjektiv
jährlich
معانی
1. سالانه؛ هر سال (هر سال تکرارشونده؛ در هر سال)بیشتر▾
• Das Fest findet jährlich im Mai statt.جشن هر سال در ماه مه برگزار میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




