صفتAdjektiv
täglich
معانی
1. روزانه؛ هر روزه (هر روز تکرارشونده؛ در هر روز)بیشتر▾
• Ich lese täglich die Zeitung.من هر روز روزنامه میخوانم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




