اسمNomen
Möbel
das
جمع: Möbel
ملکی: Möbels
معانی
1. مبل؛ اثاثیه؛ مبلمان (اشیای منقول خانه که برای نشستن، خوابیدن یا نگهداری لباس و وسایل به کار میروند؛ غالباً بهصورت جمع)بیشتر▾
• Ein paar Monate später hat mein Sohn meine Möbel hierhergebracht.چند ماه بعد پسرم اثاثیهی مرا اینجا آورد.
2. (عامیانه، شوخی) چیز بزرگ و دستوپاگیر؛ «ein altes Möbel»: آدم کهنهی قدیمی همسایهی دیرینبیشتر▾
• Wie geht es dir, du altes Möbel?حالت چطور است، ای کهنهی قدیمی؟
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




