در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

modern

[moˈdɛʁn]
modernmoderneram modernsten

معانی

• Sie trägt ein modernes Kleid, moderne Schuhe.او لباس مدرنی و کفش‌های مدروز پوشیده است.
• Das moderne Leben ist hektisch.زندگی مدرن پرشتاب است.
• Die moderne Kunst zeigt Prozesse.هنر مدرن فرایندها را نشان می‌دهد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی