صفتAdjektiv
modern
[moˈdɛʁn]
| modern | moderner | am modernsten |
معانی
1. مدرن؛ مدروز؛ شیک (مطابق با آخرین مد و سلیقه؛ مد روز)بیشتر▾
• Sie trägt ein modernes Kleid, moderne Schuhe.او لباس مدرنی و کفشهای مدروز پوشیده است.
2. امروزی؛ نوین؛ پیشرفته؛ بهروز (مطابق با آخرین وضعیت پیشرفت اجتماعی، علمی یا فنی)بیشتر▾
• Das moderne Leben ist hektisch.زندگی مدرن پرشتاب است.
3. نوین؛ غیرکلاسیک؛ هنری امروزی (در برابر سنتی و کلاسیک؛ مثلاً هنر یا موسیقی مدرن)بیشتر▾
• Die moderne Kunst zeigt Prozesse.هنر مدرن فرایندها را نشان میدهد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




