اسمNomen
Musik
die
جمع: Musiken
ملکی: Musik
معانی
1. موسیقی (هنری که صداها را چنان سامان میدهد که ملودی، هماهنگی و ریتم پدید آید؛ فقط مفرد)بیشتر▾
• Um so stärker ist die seelische Entwicklung in der Musik.تحول روحی در موسیقی همانقدر نیرومندتر است.
2. اثر موسیقایی؛ قطعهی موسیقی؛ آهنگ (آنچه با موسیقی آفریده شده)بیشتر▾
• Es erklang eine leise, feierliche Musik.موسیقی آرام و باشکوهی طنینانداز شد.
3. (محاورهای) گروه موسیقی؛ ارکستر؛ دستهی نوازندگان (Musikkapelle)بیشتر▾
• Die Musik spielt zum Tanz auf.گروه موسیقی برای رقص مینوازد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




