در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

schön

schönschöneram schönsten

معانی

• Sie ist ein schönes Mädchen.او دختر زیبایی است.
• Sie hat eine schöne Stimme.او صدای زیبایی دارد.
• Er studiert die schönen Künste.او هنرهای زیبا را می‌خواند.
• Wir verbrachten einen schönen Abend.ما شب دلپذیری گذراندیم.
• Das ist eine schöne Leistung.این دستاورد خوبی است.
• Eines schönen Tages erhielten wir einen Brief.روزی نامه‌ای دریافت کردیم.
• Es ist schön von dir, dass du hilfst.لطف توست که کمک می‌کنی.
• Das sind ja schöne Geschichten!عجب ماجراهایی!
• Er bekommt eine schöne Rente.او مستمری قابل‌توجهی می‌گیرد.
• Dort ist es schön ruhig.آنجا خیلی آرام است.
• Bleib schön ruhig!خوب آرام بمان!
• Bestell einen schönen Gruß.سلام گرم مرا برسان.
• Schön, ich besorge dir das.خوب، من آن را برایت تهیه می‌کنم.
• Wir waren beim schönsten Feiern, als sie kam.وسط بهترین قسمت جشن بودیم که او آمد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی