در حال بارگذاری...

اسمNomen

Partei

die/[paʁˈtaɪ̯]
جمع: Parteien
ملکی: Partei

معانی

• Er ist Mitglied einer Partei.او عضو یک حزب است.
• Die Beschlüsse von Partei und Regierung gelten für alle.مصوبات حزب و دولت برای همه معتبر است.
• Im Kongress bildete sich eine mächtige Partei.در کنگره حزبی نیرومند شکل گرفت.
• Beide Parteien haben den Vertrag unterschrieben.هر دو طرف قرارداد را امضا کردند.
• Das Mietshaus hat zwölf Parteien.این ساختمان اجاره‌ای دوازده واحد (خانوار) دارد.
• Beim Doppelkopf bilden je zwei Spieler eine Partei.در بازی دوپل‌کوپف هر دو بازیکن یک تیم می‌شوند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی